تبليغاتX
رو جلد  

رو جلد  

تجمع یا تبلیغ

بررسي صفحات ورزشي آخرين شماره نشريات محلي از سوي حميد مافي برايم جالب بود. ديدگاه حميد را قبول دارم و در خصوص اين مطلب نظراتي هم داشتم كه خواستم براي او بنويسم ولي چون سابقه فعاليت در نشريات استان به عنوان ورزشي نويس را دارم مطمئن بودم كه برداشت از اين نظرات را به نتايج جشنواره مطبوعات ربط خواهندداد.در شماره آخری که حمید بررسی کرده بود نكته قابل توجه، نگاه ورزشي نويسان اين نشريات به انتخابات هيأت كشتي استان است.

۱- فراموش نمي كنم وقتي در فروردين ماه 86  و در همين وبلاگ به بحث حضور عباس نيكويه در ورزش استان پرداختم چگونه آقاي مدير كل و دوستانش از اشتباه من سخن مي گفتندو خوشحالم كه زمان خيلي چيزها را ثابت كرد و حال امروز می بینم که نویسندگان ورزشی قزوین بالاخره متوجه شدند ورزشی بنام "کشتی" هم در قزوین وجود دارد که سرشار از مشکلات بی شمار است و می توان آن را نیز مورد توجه قرار داد.

۲- ثبت نام  داود محمدي براي حضور در مجمع انتخابات هيأت كشتي استان قزوين سوژه خوبي براي نشريات محلي است تا با استفاده از آن بتوانند صفحات خود را به راحتي با استفاده از خبر يك" تجمع" كه به نظر حضور اعضاء هيأت تنيس روي ميز در دفتر مدير ورزش استان بوده است  و به نقل از روابط عمومي همان هيأت "تجمع" ناميده مي شود پر كنند، شايد اگر خبرنگاران قزويني با دقت بيشتري به اين مسأله نگاه كنندبايد از مدير كل تربيت بدني استان اين سوال را بپرسند كه آيا قانون دست او را برای دخالت در انتخاب هیات ها بازگذاشته است که حال پیش او بروند و از او بخواهند که با دخالت خود مانع برگزاری یک انتخابات دموکراتیک ورزشی گردد؟آیا اعتراض شدید اهالی تنیس روی میز به مدیر کل به معنای این نیست که او نامزدها را دعوت به ثبت نام کرده است؟

۳- نوع نگارش این خبر از سوی روابط عمومی نیز بی اشکال نیست. به طور مثال در این قسمت که" اگر محمدي به كشتي برود، خطري بزرگ اين رشته را تهديد مي‌كند" و یا "طوماري را در خصوص مخالفت با حضور داودمحمدي در انتخابات هيأت كشتي و ادامه‌ي حضور او در هيأت پينگ پنگ تحويل مديركل تربيت بدني استان دادند" . این حرکت روابط عمومی هیأت تنیس روی میز این شائبه را به میان می آورد که رییس این هیات خود به نوعی با آین برنامه ها موافق بوده و یا حداقل در جریان بوده است که خود آن علاوه بر سازنده بودن برای رییس این هیات، قطعا تبعات منفی بسیاری به همراه خواهد داشت.

۴-براي من كه امروز يك خواننده ساده نشريات محلي هستم و هيچ اطلاعي از قدرت مدير كل تربيت بدني در بحث انتخابات هيأتهاي ورزشي ندارم خواندن آئين نامه هيأتهاي ورزشي استان بهترين مرجع بود تا از اين موضوع آگاهي كامل پيدا كنم چون در خانه اين آئين نامه را نداشتم و البته نيازي هم به آن در خانه ما نيست به وب سايت اداره كل تربيت بدني استان مراجعه كردم تا با اين آئين نامه آشنا شوم و متأسفانه در قسمت آئين نامه ها و اساس نامه ها صفحه سفيدي بود كه هيچ كمكي به من نكرد تا وب سايت قدرتمند اين اداره هم به موضوع جديدي در ذهن من تبديل شود روي قسمت مدير كل  كليك كردم يك عكس،نام ونام خانوادگي مدير و سابقه كار بود در قسمت ديگرمعاونين فقط عكس داشتند و نام ،اولين هيأت كه ميتواني اطلاعاتي از آن در اين سايت پيدا كني هيأت ژيمناستيك است كه در اين قسمت نيز نام سرپرست مستعفي ماههاي دور اين هيأت به عنوان رئيس ثبت شده است در اخبار اين سايت نيز خبرهايي از مرداد ماه مشاهده خواهيد كرد از وب سايت ورزش قزوين خارج مي شوم كه به دنبال آئين نامه هبأتهاي ورزشي باشم تا پاسخي براي همان سوال انتخابات هيأت كشتي برسم سازمان تربيت بدني با آئين نامه ها به سوال من پاسخ داد:

مدير كل تربيت بدني استان نايب رئيس مجمع هيأتهاي ورزشي است ،دراين آئين نامه نيز در مورد انتخاب اعضاء مجمع شبهاتي وجود دارد كه به نوشته خود سازمان قرار بوده سه ماه بعد از اين نامه كه در مهر ماه 81 به امضاءرسيده است ابلاغ شود كه آئين نامه تكميلي را در اين سايت اطلاع رساني پيدا نكردم ولي مطالعه  اين آئين نامه به من كمك كرد تا بدانم مدير كل تربيت بدني طبق قانون در  انتخاب چند تن از اعضاء مجمع نقش دارد و  مي تواند نظر شخصي خود را نيز در قالب يك رأي كه احتمالا و در صورت نامزدي بيش از يك نفر در مجمع انتخابي  مخفي خواهد بود اعلام كند و مي تواند فردي را براي سرپرستي يك هيأت معرفي يا پشنهاد عزل رئيس هيأت را بدهد و رئيس مجمع كه همان رئيس فدراسيون  است به پيشنهاد مدير كل استان حكم سرپرستي يا عزل يا برگزاري مجمع را مي دهد.    

۵-در دفتر نشريات نشسته ايم تا روابط عمومي يك هيأت انتخابات هيأت ديگر را پر سرو صدا اعلام كند و ماهم بدون بررسي موضوع خوشحال هم خواهيم شد از اينكه ديگر نگران يک ستون از صفحه نخواهيم بود چون آقاي روابط عمومي زحمت آن را كشيده است و ما نیز بی آن که به این فکر کنیم کار خبرنگار کشف واقعیت است و آن چه که معمولا روابط عمومی ها می کوشند تا پنهانش کنند.مگر نه این که تعریف خبر این است که:خبر چیزی است که کسی می کوشد تا آن را پنهان کند،آن چه که می ماند آگهی است."آیاآن چه که از روابط عمومی هیات تنیس روی میز آمده است و بی کم و کاست در رسانه های بومی انتشار یافته بیشتر یک آگهی تبلیغاتی نیست تا یک خبر؟

پي نوشت 1 :روجلد نيم ساعتي وقت داشت تا به جزئيات كوچكي از بازتاب برخي خبرها بپردازد آيا اين فرصت در اختيار رسانه ها نيست؟

پي نوشت2 :قصد صحبت از حمايت يا عدم حمايت از حضور فرد خاصي را ندارم ولي نحوه برخورد نشريات محلي با اين موضوع باعث شد تا اين وبلاگ كه ديدگاه شخصي من را در بر دارد باز هم از تعطيلي خارج شود.

  پی نوشت ۳:قسمتهای نقل شده تجمع از هفته نامه حدیث برداشت شده است.

|+|
نوشته شده توسط امیرخان در پنجشنبه بیست و ششم دی 1387 و ساعت 10:51