این دیگه شوخی نیست! بالاخره رفتم سربازی.
ببخشید که فرصت نبود با همه شما خداحافظی کنم این پست هم فقط برای خبررسانی نوشته میشه چون اصلا حس توضیح دادن نیست.
فقط در مورد خوش شانسی هام!!! می گم.
فکر کنم همه دوستان خبر دارند که بعد از کلی مشکل که برای سربازی داشتم قسمت شد و به باشگاه پاس تهران رفتم عجب جایی بود قرار بود هم فوتبال بازی کنم و هم عکاسی والبته فرصت بود تا بیشتر و تأثیر گذار تر بنویسم و از نظر مالی هم که نگو.
ولی بعد از اینکه یک بار در یک حادثه بی نظیر که هر صد سال اتفاق می افته نامه اعزام به خدمت من گم شد و برای بار اول توسط باشگاه پاس پذیرش نشدم اینبار به خاطر عملکرد خوبی که داشتم خود مسئولان این باشگاه و خبرگزاری ایپنا پیگیر کارهای من شدند اما انگار من خیلی خوش شانس هستم چرا که وقتی در حال تکمیل مدارک بودم خبر رسید که پاس فروخته شد .
دیگه فکر کنم کافی باشه چون قراره تا کمتر از یک ساعت دیگه برای اعزام خدمت مقدس سربازی ٬ نظام وظیفه باشم.
نکته:من خیلی خوش شانسم اگر این روزها گفتن پاس فروخته نشده زیاد به حال من تأسف نخورید چون با وجود اینکه به من گفته بودند اگر صبر کنی شاید!!! باز هم شانس حضور در پاس را داشته باشی و با توجه به قانونی نبودن این واگذاری احتمال لغو آن وجود دارد من گفتم قسمت من همین بوده و اینبار زمان را از دست نمی دهم.
در ادامه عکسی که مهدیه دوست داشت ببینه رو خواهید دید
هر کاری کردم عکس کچلم آپلود نشد.




