از مهدیه سپاس که نوشت از آرزو بنویسم
معمولا ما آرزوهای زیادی داریم برای من که تا بیام بفهمم چی شد گفتن کارت پایان خدمت شاید اولین آرزو پایان سریعتر این دوران مقدسه تا بتونم به بقیه آرزوهام برسم سربازیم هم که هنوز شروع نشده کو تا تموم شدنش.
یکی از آن بزرگترین آرزوهایی که از بچگی داشتم این بود که یه فوتبالیست معروف بشم این روزها که میرم ایپنا خیلی از آن معروفهای فوتبال را سر تمرینات تیم پاس می بینم والبته تلفنی با بعضی دیگر از آنها صحبت میکنم واینکه بعد از اینکه مشکل خدمتم حل شد و قراره ایپنا باشم شاید یه روز هم سری به تمرینات تیم امید پاس بزنم تا برای این آرزوم هم قدمی برداشته باشم.
آرزو هرچی میتونه باشه چون برای کسی مهم نیست که به آنها برسی پس اصلا آرزوها مهم نیست.
برای رسیدن به هر آرزویی باید تلاش کرد
من به خاطر این چند سالی که تو نشریات زحمت کشیدم آرزو داشتم به آن جایی که حقمه بین ورزشی نویسها برسم والبته امروز در تاثیر گذارترین و تخصصی ترین اجتماع ورزشی نویسان ایران قرار دارم و امیدوارم بتونم خودم رو تو عکاسی هم ثابت کنم باور کنید که خیلی زحمت کشیدم که امروز اینجا قرار دارم و مشکلاتی که الان دارم رو تحمل میکنم تا به موفقیت بیشتری برسم.
به دور از شعار و این حرفها بزرگترین آرزوی من رسیدن همه به آرزوهاشونه و البته اینکه همه جوانهای ایران به هدفها و حقوقشون برسن.
آرزو دارم آن 2 تا دختر کوچولوی معصومی که هر روز تو عوارضی کرج میبینمشون به آرزوهاشون برسن.
آرزوداشتم که آرزویی نداشتم.
من هم در پایان این نوشته که به بهانه آرزو بود مریم اکبری(امیدوارم این دعوت را قبول کنه و بازهم نوشته هاشو بخونیم )ویدا ورزنده و الهام یزدیها را به آرزو نوشتن دعوت میکنم به رسم این روزهای آرزو نویسان شهرم.


