بعد از ۱۴ اسفند که زانوم وکمرم به شدت درد میکرد تمرین خوبی نداشتم آن روز از اول صبح همه از اینکه دارم میرم سر تمرین تعجب کردند بعد از اینکه رسیدم تهران مربیم هم کلی تعجب کرد هنوز یه کمی کمرم درد میکرد ولی دیر یا زود باید تمریناتم رو شروع میکردم به سرپرست تیم گفتم از امروز امیر لشگری رو ببینید ۷۰ دقیقه ای از تمرین گذشته بود و در حال بازی بودیم که...
البته بماند که در راه برگشت به قزوین تصادف هم کردم.
با تشکر از حسین کشاورز که این عکس رو در وبلاگش قرار داد.

